X
تبلیغات
ترانه و شعر خيال انگيز

ترانه و شعر خيال انگيز

شعر خيال انگيز

بهونه ی زندگیم

شعر عاشقانه گفتم
با هزار بهانه گفتم
اما تو نبض نفسهام
بضغ و آه قصه هامي
هرجا هستم هرجا باشم
هرجا ميرم تو باهامي
تو ترانه بهارم
اشك شوق انتظارم
بغض و اشك وآه و خندم
عاشقم به چشم زاغت
به خدا شدم خرابت
دوست دارم بگم ميخوامت
اما بازم نميتونم
يه كلامه همه دنيام
فاطمه توئی تو رویام
شدي اسم سرنوشتم
روي قلب من نوشتن
فاطمه هست گل خشتم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

سارا

اون كه داره پر ميزنه

فرشته ي مرگ منه

روزي هزار بار ميادو

بي تو به من سر ميزنه

سارا دارم دق ميكنم

تو پستيهاي زندگي افتادم هق هق ميكنم

نقطه ي عطف سرنوشت

عكستو توي چشم من خود خدا نقاشي كرد

اسمتو روي قلب من خداي عشق حجاري كرد

دلم ملول و غم ديده

آخه تو اين عالم خاك به زيباييت كس نديده

اما تو ناز سرنوشت

گفتي به من خامي و خشت

گفتي كه سرنوشت تو جدا شده ز حرف سين

برو بشين يه گوشه اي

مردن عشق اول و رفتن ساراتو ببين

ميخوام بگم گلم نرو

تو سين سبز سرنوشت

اسم ما رو خود خدا توي كتاب عشق نوشت




+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 8:23 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

دوست دارم اولين مطالب ارساليم به رسم ادب قطعه هايي كوچك از شاعران نوپرداز گرانمايه و بزرگ باشد.

راست گويند اينكه من ديوانه ام

در پي اوهام يا افسانه ام

زانكه بر ضد جهان گويم سخن

يا جهان ديوانه باشد يا كه من

قطعه اي از نيماي بزرگ، مردي كه به طبيعت نگاه نمي كرد بلكه در طبيعت زندگي مي كرد و اين معني در ادبيات ما بي سابقه مي باشد. 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

بنام خدا

باسلام خدمت تمام شعر دوستان  عزيز

سلمان مقبلي هستم وبلاگ شعر خيال انگيز را ايجاد كردم تا اشعار خودم را در اختيار شما عزيزان قرار بدهم و از نظرات شما استفاده كنم وهمينطور محفلي باشه براي تمامي شاعران وشعر دوستان جوان تا دور هم از شعر لذت ببريم.

ضمنا از دوستاي عزيزم ميخوام كه آدرس وبلاگ هاتون را برام بفرستيد تا از من  هم كارهايتان لذت ببرم. 




+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط نیما  |